من و آبانی

شب یلدا

شب یلدای امسال با همه شبهای یلدای دیگه فرق داشت.شب یلدای امسال تاریخ شد.تاریخ یک اتفاق.تاریخی که تا همیشه به یادم میمونه و تا همیشه شب یلدا من رو به یاد یه اتفاق می اندازه مثل شب کریسمس...خیلی جالبه که لحظه های عاشقونه زندگیم تو شبهای مهم اتفاق می افتند....

استرس و ترس و نگرانی تا دم در سالن با من بودند ولی وقتی وارد شدم فقط رقص بود و شادی و ضبط کردن همه لحظه های خوب...

شب نامزدی یا شب یلدا شبی بود که با همه کاری که داشتم با بد خوابی با لباس و آرایش و کفش پاشنه بلند و رقصیدنها خسته نشدم و تازه ساعت سه نصف شب که اومدیم خونه دوش گرفتم و فال حافظ....

 من حس میکنم که همه روزهای خوب و گرم تابستون منتظرم هستند تا با یک آلبوم پر از شبهای رنگی و شاد امسالی که شروع نشده رو به پایان برسونم....

 با اینکه شب یلدای امسال با همه شبهای یلدای دیگه فرق داشت.با اینکه شب یلدای امسال تاریخ شد.تاریخ یک اتفاق.تاریخی که تا همیشه به یادم میمونه و تا همیشه شب یلدا من رو به یاد یه اتفاق می اندازه اما شب یلدای امسال یک شباهت داشت با شب یلدای ده سال اخیر...امسال هم جای همه اونهای که دوست داشتم پیشم بودند خالی بود....و باز من بودم و فال حافظ که از دل تنگم میگفت و وعده وصال....

امسال شب یلدا.................

 

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:٥٢ ‎ق.ظ - ۱۳۸٧/۱٠/۳ - نیلوفر