من و آبانی

 

آه ، هستی جز تمنای تو نیست
آه ، لذت جز تماشای تو نیست
یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام
زندگی جز مرگ در پای تو نیست

نمیدونم چی بگم اما فقط واسه این اومدم اینها رو اینجا بنویسم چون میخوام ثبت کنم این حس و حال رو.دیشب یکی از شبهای خوبی بود که انتظارش رو نداشتم.برای  استرسهای این روزها مثل قرص آرامبخش بود.مثل خواب، مثل رسیدن همه آرزوهایی که سالها منتظرشون نشستی...شاید تقصیر هر دوتامونه که از این شبها کم برامون پیش میاد چون معمولا همه چیز رو به لودگی و شوخی میگیریم...اما دیشب همه چیز جدی بود و واقعی...

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/٢/٧ - نیلوفر