من و آبانی

از این جا و اونجا...

١-نشستم رو مبل و پنجره ها بازه و هوای ملایمی میاد تو خونه.پرده ها آروم تکون میخورند و آرامش کوچه من رو میگیره و پر میشم از زندگی و میخواهم برگردم به روزهایی که با خودم حال میکردم و از با خودم بودن لذت میبردم نه مثل این روزها که از خودم فراریم...

٢-میخواهم فیلم راز رو دوباره ببینم شاید تاثیری جدید بر من بذاره.

٣-یه کتابی رو تموم کردم به نام feast of the goat ترجمه  فارسیش میشه سور بز...کتابه فوق العاده ایه یه داستان واقعی از تاریخ کشور دومینیکن.با اینکه از چپتر ٢ و ٣ میدونی آخر داستان چی میشه اما نویسنده اینقدر پیچیدگی و زیبایی تو نوشته اش هست که دلت نمیاد از کتاب دل بکنی و موضوعات فرعی داستان هم اینقدر جذابیت داره که به نظرم کتابیه که ارزش خوندن داره و میدونم که لذت میبرید.

۴-جشنواره فیلمهای کوتاه ایرانی در کانادا قراره از ١۴ تا ١۶ آگوست برگزار بشه. نمیدونم واقعا هییت داورانش میان یا تبلیغات الکیه و اینکه چه ساعت و کدوم روز میان...اگه کسی میدونه یه خبری بده...

۵-معلممون یه پسر  ٢٧ ساله فرانسوی زبانه ولی خودش متولد یه شهر کوچیک تو شمال استان انتوریو هست.از اونهایی که از ٣ کیلومتری داد میزنه که فرانسه حرف میزنه.با تنها کسانی که تو کلاس حال میکنه منم و یه دختر هندی که البته اصلا شبیه هندی ها نیست.دیروز تو کلاس بهم گفت ایرانیها همشون خیلی پولدارند؟؟؟گفتم چطور مگه؟گفت من هر ایرانی رو که میشناسم پولداره چون ماشینهای مدل بالا و لباسهای برند و تفرحات گرون میرن.گفتم راست میگی ایرانیها چه پولدار چه بی پول هر جای دنیا باشن این ٣ تا چیز رو یادشون نمیره...

۶-من همیشه به خودم میگفتم سرعت عملم زیاده اما جدیدا رکورد خودم رو هم زدم تو ١ ساعت خونه پر از آشغال و تمیز کردم جارو زدم ظرفها رو شستم یه سبزی پلوی توپول با تن ماهی درست کردم و دوش هم گرفتم.دستم درد نکنه واقعا

٧-دیشب با نغمه و ایمان نشسته بودیم تلویزیون میدیدم هیچ برنامه جالبی نداشت.ایمان گفت جای خالی نازی اینجاست که حس میشه.اگه الان بود یه راه حل خوب میداد از این اوضاع در بیایم.من و نغمه هم آه کشیدیم وکله تکون دادیم.

٨-کی باورش میشه من و روفیا تو یه شهر باشیم و من دلم براش تنگ بشه و نه بتونم ببینمش نه بتونم یه دل سیر باهاش حرف بزنم؟ای خدای گنده...ای روزگار...

٩-تابستون خیلی زود داره میگذره.واقعا چرا اینقدر عجله داره؟؟؟باورم نمیشه هفته پیش من و ایمان دومین ماهگرد عروسیمون و جشن گرفتیم...

پيام هاي ديگران ()        link        ۱:۳۸ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/٥/۱٠ - نیلوفر