من و آبانی

با حریق یادها همسفرم وقتی دورم به تو نزدیکترم....

کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم
آنگاه میان دو دیدار قسمت کنیم...
 
۱-آخر هفته خوبی بود ریلکس و عاشقانه و خرفتانه...به فیلم دیدن و خوابیدن و خوردن گذشت...و در این صبح دل انگیز بهاری پرستو بند باز آسمان است....مرسی عزیزم برای یک روز خوب...
۲-فک کن که آخر شب داری تلویزیون میبینی صدای پچ پچ میشنوی با مامان میرین تو اتاق مهمان میبینید نازی داره با حامد کمیلی حرف میزنه.فک کن فقط!!!!!!!!!!!!
۳-جریانات پلیسی خفنی این روزها اتفاق میافته...نازی ساعت ۲ زنگ زد و با حرفهای جویده جویده مهشید و نادیا و نازی فهمیدم پلیس به طرز خفنی مدرسه رو گرفته و همه بچه ها تو کلاسهای در بسته موندن.از عکسهایی هم که برام فرستادن کف کردم این همه پلیس با مسلسل و سگ و هلیکوپتر و بچه های هیجانزده و ترسیده.بعد از ۳ ساعت همه رو ول کردن و جریان عادی شد.شب تو سیتی تی وی نشون دادن و گفتن یکی با تفنگ داشته تو مدرسه راه میرفته و یکی از بچه ها گزارش داده...من مطمئنم خالی میبندن چون جریان خفن تر از این حرفها بود...
۴-یک قدم مانده به رسیدن به طلوع خورشید.....من هنوز هم به معجزه ایمان دارم.....
۵-یوهو چهارشنبه ها هم تعطیلم از این هفته......چه حالی میده.....آمادگی هر فعالیت اجتماعی هنری فرهنگی رو دارم.....
۶-میگم وقتی از آینده حرف میزنی خوردنی تر میشی مخصوصا وقتی میگی منتظرم که لاتاریم ببره یا وقتی میگی ماشین سفید چهار در شاسی بلند.....
۷-این نازی منم درگیر دی دریمینگ کرده.....اه
۸-من میخوام بدونم این شاهرخ خان نمیتونه به جای این همه فیلم مزخرف یه فیلم درست و حسابی بیاره؟رییس و محاکمه بعدیش و خدا به خیر کنه...کاش دایره زنگی و بیاره یا مثلا همیشه پای یک زن در میان است یا آواز گنجشکها .....نه بابا من که چشمم آب نمیخوره...
۹-خوب آدم اندازه یک ماهی خاویار داشته باشه(حکم-مسعود کیمیایی)

پيام هاي ديگران ()        link        ٥:٠٢ ‎ق.ظ - ۱۳۸٧/۱/٢٧ - نیلوفر