من و آبانی

خاکسترم نکن

من بی تو هیچم تو باورم نکن
خیسم ز گریه تنهاترم نکن
اگه عاشقت نبودم اگه بی تو زنده بودم
تو بمون که بی تو غصه میخورم
اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم
ولی از هوای گریه ات پرم...........
 
۱-خیلی خسته ام نه از لحاظ جسمی...روحم خسته است ولی باید ثابت کنم که میشه یعنی اونی که من میخوام اتفاق می افته مطمئنم....
۲-ماشین آقای آبانی و دزدیدن.....دلم رفت وقتی رفتم خونش و دیدم مچاله شده روی مبل وسط حال و چشمهاش سرخ شده.....
۳-کتاب هزاران خورشید تابان و خوندم و مثل بادبادک باز لذت بردم....به سیم آخر زدم و یه عالمه کتاب خریدم دیروز....
۴-دیروز هوا خنک بود با روفیا رفتم پلازای ایرانیان یه نیم ساعتی که منتظر روفیا بودم یه عالمه خاطره اومد تو سرم از این پلازا که بعد چند ماه اومده بودم...یه روزی اینجا برام یکی از بزرگترین تفریحات بود...اونموقع که فقط چهار تا مغازه ایرانی یعنی اکس او سیتی و ارزان و پارس و خوراک اینجا بودن....اونموقع که جوونهاش که دور هم جمع میشدن حتما توش یه آشنا میدیدی اونموقع که شادمهر بود و یوسف خان و من و نازیلا و فیلمهای جدید ۳ سال پیش.....چقدر همه چیز عوض شده....یادمه وقتی ۳ ماه رفته بودم ایران وقتی تو ماهواره اینجا رو تو یه برنامه نشون داده بودن چقدر دلم براش تنگ شده بود....ولی حالا پر شده از ایرانیهای تازه از ایران در اومده که با چشمهاشون میخورنت و برات غریبه اند.....به یاد اونروزها یه کتاب خاطره انگیز واسه نازی خریدم....
۵-دو روز تعطیلیم مثل برق و باد گذشت و هیچ کدوم از کارهایی که برنامه ریزی کردم و انجام ندادم.
۶-امروز غروب از کنار خونه های پست رود که رد میشدیم به این فکر میکردم که خدا چی از این آدمها دیده که اینجوری تو دامنشون گذاشته؟؟؟چرا ما نه که از صبح تا شب اسمش تو دهنمونه؟؟؟من ارزشش رو دارم که تو اون خونه سفیده با درختهای بید مجنون و تاب زندگی کنم....من ارزشش رو دارم....پس نگاهم کن...
۷-ایمان میگه: بعضی وقتها آدمها اینقدر بدشانس میشن که یه چوب با دو سر سرد و گرم از آسمون می افته پایین میره تو کونشون. سر سرد میمونه تو کونشون سر گرم بیرون هیچکی نمیتونه سر گرم و بگیره و چوب و بکشه بیرون چون دستش میسوزه....بدم نمیگه ها
۸-یه دوش آب گرم با شمع و موسیقی خوب باید حال آدم و جا بیاره نه؟؟؟؟ولی من هنوز حالم گرفته است....
۹-قیصر:این نظام روزگاره...یعنی روزگاره دایی...نزنی میزننت(مسعود کیمیایی-قیصر)
 

پيام هاي ديگران ()        link        ٧:٥٤ ‎ق.ظ - ۱۳۸٧/٢/۱٢ - نیلوفر